جملات زیبا ✯ یک پند
سخنان بزرگان، جملات کوتاه زیبا، پندهای حکیمانه، داستان کوتاه زیبا، جمله های قشنگ، جملات قصار، مطالب جالب، داستانک زیبا، شعر زیبا، پندهای آموزنده، آرمان نامه ارد بزرگ، احادیث زیبا، سخنان ائمه اطهار علیهم السلام

شما چند روز در رم می مانید؟! http://yekpand.persianblog.irشما چند روز در رم می مانید؟!

سه مسافر به رم رفتند. آنها با پاپ ملاقات کردند. پاپ از مسافر اول پرسید: «‌چند روز دراینجا می مانی؟‌»‌

مسافر گفت: ‌«سه ماه.»

پاپ گفت: «‌پس خیلی جاهای رم را می توانی ببینی؟‌»

مسافر دوم در پاسخ به سئوال پاپ گفت:‌ «من شش ماه می مانم.»

پاپ گفت:‌ «پس تو بیشتر از همسفرت می توانی رم را ببینی.»

مسافر سوم گفت: «من فقط دو هفته می مانم.»

پاپ به او گفت:‌ «‌تو از همه خوش شانس تری. زیرا می توانی همه چیز این شهر را ببینی.»

مسافرها تعجب کردند زیرا متوجه پاسخ و منطق پاپ نشدند.

تصور کنید اگر هزار سال عمر می کردید،‌ متوجه خیلی چیزها نمی شدید ‌زیرا خیلی چیزها را به تاخیر می انداختید. اما از آن جایی که زندگی خیلی کوتاه است، نمی توان چیزهای زیادی را به تاخیر انداخت. با این حال، ‌مردم این کار را می کنند. تصور کنید اگر کسی به شما می گفت فقط یک روز از عمرتان باقی است، چه می کردید؟ ‌آیا به موضوعات غیر ضروری فکر می کردید؟ نه، ‌همه آنها را فراموش می کردید. عشق می ورزیدید، مراقبه می کردید‌ زیرا فقط بیست و چهار ساعت وقت داشتید و موضوعات واقعی و ضروری را به تاخیر نمی انداختید.

شما چند روز در رم می مانید؟! چگونه زمان خود و سازمان یا شرکت را مدیریت می کردید؟ آیا آنقدر می مانید که به همه ابعاد آن برسید؟



ارسال توسط Yek Pand

جملات زیبا ✯ یک پندراه رفتن سگ روی آب

شکارچی پرنده، سگ جدیدی خریده بود. سگی که ویژگی منحصر به فردی داشت. این سگ می توانست روی آب راه برود. شکارچی وقتی این را دید نمی توانست باور کند و خیلی مشتاق بود که این را به دوستانش بگوید. برای همین یکی از دوستانش را به شکار مرغابی در برکه ای آن اطراف دعوت کرد.

او و دوستش شکار را شروع کردند و چند مرغابی شکار کردند. بعد به سگش دستور داد که مرغابی های شکار شده را جمع کند. در تمام مدت چند ساعت شکار، سگ روی آب می دوید و مرغابی ها را جمع می کرد. صاحب سگ انتظار داشت دوستش درباره این سگ شگفت انگیز نظری بدهد یا اظهار تعجب کند، اما دوستش چیزی نگفت.

در راه برگشت، او از دوستش پرسید آیا متوجه چیز عجیبی در مورد سگش شده است؟

دوستش پاسخ داد: «آره، در واقع، متوجه چیز غیرمعمولی شدم. سگ تو نمی تواند شنا کند.»

-------------------------------------------------

بعضی از افراد همیشه به ابعاد و نکات منفی توجه دارند. روی وجوه منفی تیم های کاری متمرکز نشوید. با توجه به جنبه های مثبت و نقاط قوت، در کارکنان و تیم های کاری ایجاد انگیزه کنید. آیا شما با چنین افرادی همکار بوده اید؟



ارسال توسط Yek Pand
تاريخ : ۱۳٩۱/٢/٢٠

قانون موفقیت20 قانون جهانی موفقیت

1) قانون علت و معلول

هر چیز به دلیلی رخ می‌دهد. برای هر علتی معلولی است و برای هر معلولی، علت یا علت‌های به خصوصی وجود دارد، چه از آنها اطلاع داشته باشید، چه نداشته باشید. چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد. در زندگی هر کاری را که بخواهید، می‌توانید انجام دهید؛ به شرط آن‌که تصمیم بگیرید که دقیقا چه می‌خواهید و سپس عمل کنید.

2) قانون ذهن

شما تبدیل به همان چیزی می‌شوید که درباره آن بیشتر فکر می‌کنید. پس همیشه درباره چیزهایی فکر کنید که واقعا طالب آن هستید.

3) قانون عینیت یافتن ذهنیات

دنیای پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست. کار اصلی شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه خود را در درون خود خلق کنید. زندگی ایده‌آل خود را با تمام جزئیات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کند، حفظ کنید.



ادامه مطلب...
ارسال توسط Yek Pand

کلاه فروش و میمون هاکلاه فروش و میمون ها

روزی کلاه فروشی از جنگلی می گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند. کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد متوجه شد که کلاه ها نیست. بالای سرش را نگاه کرد. تعدادی میمون را دید که کلاه ها را برداشته اند.

فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد. در حال فکر کردن سرش را خاراند و دید که میمون ها همین کار را کردند. او کلاه را از سرش برداشت و دید که میمون ها هم از او تقلید کردند. به فکرش رسید که کلاه خود را روی زمین پرت کند. این کار را کرد و دید میمون ها هم کلاه ها را بطرف زمین پرت کردند. او همه کلاه ها را جمع کرد و روانه شهر شد.

سال های بعد نوه او هم کلاه فروش شد. پدربزرگ این داستان را برای نوه اش را تعریف کرد و تاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد چگونه برخورد کند. یک روز که او از همان جنگل گذشت در زیر درختی استراحت کرد و همان قضیه برایش اتفاق افتاد. او شروع به خاراندن سرش کرد. میمون ها هم همان کار را کردند. او کلاهش را برداشت، میمون ها هم این کار را کردند. نهایتا کلاهش را بر روی زمین انداخت ولی میمون ها این کار را نکردند. یکی از میمون ها از درخت پایین امد و کلاه را از سرش برداشت و در گوشی محکمی به او زد و گفت: «فکر می کنی فقط تو پدر بزرگ داری.»

منبع : تالار گفتگوی مدیران ایران



آزمون مدیران با قلیانآزمون مدیران با قلیان

نقل است شاه عباس صفوی، رجال کشور را به ضیافت شاهانه میهمان کرد و به خدمتکاران دستور داد تا در سر قلیان ها بجای تنباکو، از سرگین اسب استفاده کنند. میهمان ها مشغول کشیدن قلیان شدند و دود و بوی پهنِ اسب، فضا را پر کرد اما رجال از بیم ناراحتی‌ شاه پشت سر هم بر نی قلیان پُک عمیق زده و با احساس رضایت دودش را هوا می دادند! گویی در عمرشان، تنباکویی به آن خوبی‌ نکشیده اند!

شاه رو به آنها کرده و گفت: «سرقلیان ها با بهترین تنباکو پر شده اند. آن را حاکم همدان برایمان فرستاده است.»

همه از تنباکو و عطر آن تعریف کرده و گفتند: «براستی تنباکویی بهتر از این نمی‌توان یافت.»

شاه به رئیس نگهبانان دربار، که پک های بسیار عمیقی به قلیان می زد، گفت: « تنباکویش چطور است؟»

رئیس نگهبانان گفت: «به سر اعلیحضرت قسم، پنجاه سال است که قلیان می کشم، اما تنباکویی به این عطر و مزه ندیده ام!»

شاه با تحقیر به آنها نگاهی‌ کرد و گفت: «مرده شوی تان ببرد که بخاطر حفظ پست و مقام، حاضرید بجای تنباکو، پِهِن اسب بکشید و بَه‌‌‌ بَه‌‌‌‌‌‌ و چَه چَه کنید.»



پرواز شاهینپرواز شاهین

پادشاهی دو شاهین کوچک به عنوان هدیه دریافت کرد. آنها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند. یک ماه بعد، مربی نزد پادشاه آمد و گفت که یکی از شاهین‌ها تربیت شده و آماده شکار است اما نمی‌داند چه اتفاقی برای آن یکی افتاده و از همان روز اول که آن را روی شاخه‌ای قرار داده تکان نخورده است.

این موضوع کنجکاوی پادشاه را برانگیخت و دستور داد تا پزشکان و مشاوران دربار، کاری کنند که شاهین پرواز کند. اما هیچکدام نتوانستند. روز بعد پادشاه دستور داد تا به همه مردم اعلام کنند که هر کس بتواند شاهین را به پرواز درآورد پاداش خوبی از پادشاه دریافت خواهد کرد. صبح روز بعد پادشاه دید که شاهین دوم نیز با چالاکی تمام در باغ در حال پرواز است. پادشاه دستور داد تا معجزه‌گر شاهین را نزد او بیاورند.

درباریان کشاورزی متواضع را نزد شاه آوردند و گفتند اوست که شاهین را به پرواز درآورد. پادشاه پرسید: «تو شاهین را به پرواز درآوردی؟ چگونه این کار را کردی؟ شاید جادوگر هستی؟»

کشاورز که ترسیده بود گفت: «سرورم، کار ساده‌ای بود، من فقط شاخه‌ای را که شاهین روی آن نشسته بود بریدم. شاهین فهمید که بال دارد و شروع به پرواز کرد.»

 

 

گاهی لازم است برای بالا رفتن، شاخه‌های زیر پایمان را ببریم (البته شاخه‌های زیر پای خودمان نه زیر پای دیگران!)

چقدر به شاخه‌های زیر پایتان وابسته هستید؟ آیا توانایی‌ها و استعدادهایتان را می‌شناسید؟ آیا ریسک می‌کنید؟

آیا کارمندان خود را می‌شناسید؟ آیا تلاش می‌کنید استعدادهای آنان شکوفا شود؟ یا به خاطر ترس از پریدن و پرواز، آنان را به شاخه‌هایی از سازمان وابسته می‌کنید؟ آیا بهتر نیست کارکنانتان توانمند و چالاک باشند در عین حال جَلد سازمان؟

آیا نقاط قوت و استعدادهای سازمان خود را می‌دانید؟ آیا به استقبال تهدیدها می‌روید یا همواره به شکلی محافظه‌کارانه به حفظ وضع موجود می‌اندیشید؟ در رویارویی با تهدیدها و مشکلات است که سازمان می‌تواند استعدادها و توانایی‌های خود را بروز داده و توسعه دهد.



تاريخ : ۱۳٩٠/۱٠/۱٥

جملات زیبا ✯ یک پندکمک به رقباء - داستان کوتاه

یکی از کشاورزان منطقه ای، همیشه در مسابقه‌ها، جایزه بهترین غله را به ‌دست می‌آورد و به ‌عنوان کشاورز نمونه شناخته شده بود. رقبا و همکارانش، علاقه‌مند شدند راز موفقیتش را بدانند. به همین دلیل، او را زیر نظر گرفتند و مراقب کارهایش بودند. پس از مدتی جستجو، سرانجام با نکته‌ عجیب و جالبی روبرو شدند....

این کشاورز پس از هر نوبت کِشت، بهترین بذرهایش را به همسایگانش می‌داد و آنان را از این نظر تأمین می‌کرد. بنابراین، همسایگان او می‌بایست برنده‌ مسابقه‌ها می‌شدند نه خود او!

کنجکاویشان بیش‌تر شد و کوشش علاقه‌مندان به کشف این موضوع که با تعجب و تحیر نیز آمیخته شده بود، به جایی نرسید. سرانجام، تصمیم گرفتند ماجرا را از خود او بپرسند و پرده از این راز عجیب بردارند.

کشاورز هوشیار و دانا، در پاسخ به پرسش همکارانش گفت: چون جریان باد، ذرات بارورکننده غلات را از یک مزرعه به مزرعه‌ دیگر می‌برد، من بهترین بذرهایم را به همسایگان می‌دادم تا باد، ذرات بارورکننده نامرغوب را از مزرعه‌های آنان به زمین من نیاورد و کیفیت محصول‌های مرا خراب نکند!

منبع: سایت مدیریت ارتباط با مشتریان



 ۱۵ نقل قول جالب از استیو جابز

استیو تا کنون مصاحبه های زیادی انجام داده .. حرف های بسیار الهام بخشی که او در ۱۵ سخنرانی خود زده است را دوست دارم در اینجا بنویسم
  • طراحی اون چیزی نیست که به نظر میرسه و ما فکر میکنم و طراحی چیزیه که نشون میده ما باید چگونه کار کنیم
  • معیار کیفیت برای بعضی از مردم فقط محیطی است که در آن زندگی میکنند ،‌ نه آرزوهایی که دارند
  • اگه من رو به عنوان اصلاح گر جهانی انتخاب کنند با چکش برای اینکار اقدام میکنم
  • تمایز بین رهبر و پیرو نوآوریست 
  • شما نباید از مشتری بپرسید که چی میخوان و به زور اون چیزی رو که میخوان بهشون بدید ، باید اون ها رو به سمت چیز های نو و جدید سوق بدید
  • گاهی اوقات شما فقط میخواید نوآوری کنید و نمیتوانید، کاری که میکنید اشتباه است . کار بهتر این است که برای حل مشکل خود به آن اعتراف کرده و از دیگران کمک بخواهید
  • تقریبا ، اپل و همچنین دل تنها کسانی هستند که فقط برای پول کار نمیکنند ، اون ها فقط و فقط برای نو آوری کار میکنند
  • بسیاری از شرکت های موفق کار خود را از کم به زیاد شروع کرده اند و شایدم این انتخاب درست باشه . انتخاب یک مسیر کاملا متفاوت از سایر مسیر هاست ، برای مثال ما همیشه بر این باور بودیم و هستیم که اگه در مقابل مشتریان یک محصول ایده آل و تمام استفاده رو بزاریم اون ها هم حاضر میشن سر کیسه رو شل کنن..
  • ما برای ساخت محصول بعدیمون سه سال وقت داشتیم ، برای همین از مشتریامون پرسیدیم چه چیزی رو نیاز دارن و همچنین چه چیزو رو از ما میخوان و در نتیجه ما کامپیوتری رو ساختیم که بر حصب گفته های مردم بود و این کار تمام مشتریای ما رو خوشحال کرد ، منظور من اینه که نظر مشتری از همه چیز واجب تره
  • هیچ کس مردن را دوست ندارد ، حتی افرادی که معتقدن به بهشت میرن هم از مرگ فرار میکنن با این حال مقصد همه ی ما مرگه هیچ کس و ناکسی نتونسته از اون فرار کنه و به اعتقاد من این همون چیزیه که باید باشه ، چون مرگ بهترین اختراع زندگی و خداونده ، مرگ عامل تغییر در زندگیه ، پاک کردن دوباره ی ما از گناهان برای قدم گزاردن در راهی جدید ، بالآخره روزی نوبت شماهم میرسه ، ولی به تدریج ، به نوبت و طولانی ، برای همین نباید وقت رو از دست بدیم ، ببخشید که این صحبت ها رو میکنم ، اما حرف راست گفتن داره
  • هر بار در حالی که بک محصول، انقلابی به پا میکند و همه چیز را تغییر میدهد .. باید خوش شانس بود که در این راه قدم گزارد … اپل بسیار خوش شناس بوده که چندید محصول انقلابی را فقط برای خود و کار کنان خویش ثبت کرده است
  • اگر پول دار ترین آدم دنیا نیز بمیرد برای من مهم نیست …. برای من مهم اینه وقتی به رختخواب برم که کار بسیار مهمی در طول روز انجام داده باشم
  • نوآوری به چیزی بیشتر از پول و ثروت ختم میشود . هنگامی که اپل روی کار آمد ، آی بی ام در حال سودجویی بیشتر بود … نوآوری اینه که مردم به رهبری شما ایمان داشته باشند و شما رو قبول کنند
  • من از موفقیت مایکروسافت غمگین شدم — من هیچ مشکلی با اون ها ندارم ، اون ها توی قسمت های متعددی موفقن . مشکل من اینه که اونها سه برابر نرخ روز جهان محصولاتشون رو میفروشن

از وبلاگ مدیریت فناوری اطلاعات و ارتباطات



خلاصه 45 کتاب مدیریت در 45 جمله

1- اجرا بزرگ‌ترین مساله  مطرح نشده در مدیریت امروز است و نبود آن بزرگ‌ترین مانع موفقیت و بیش‌تر ناکامی‌هایی است که به اشتباه به گردن علل دیگر گذاشته می‌شود.


۲- شرکت‌هایی که برای کارهای درست وقف شده‌اند و برای مسوولیت‌های اجتماعی خود تعهدنامه‌ای دارند که براساس آن کار کنند سودآورتر از آن‌ها‌یی هستند که این کارها را نمی‌کنند.


۳-به جای پرداختن به برنامهء استراتژیک, به تفکر و ایده‌های استراتژیک روی آورید.



ادامه مطلب...

خلاصه 45 کتاب مدیریت در 45 جمله

خلاصه 45 کتاب مدیریت در 45 جمله

منبع: YekPand | زبان: فارسی | تعداد صفحات: 5 | نوع فایل: PDF | حجم فایل: 167  کیلوبایت



ادامه مطلب...

 

مورچه اخراجی


مورچه هر روز صبح زود سر کار می‌رفت و بلافاصله کارش را شروع می‌کردبا خوشحالی به میزان زیادی محصول تولید می‌کرد
رئیسش که یک شیر بود، ازاینکه می‌دید مورچه می‌تواند بدون سرپرستی بدین گونه کار کند، بسیار متعجب بود
بنابر این بدین منظور سوسکی را که تجربه بسیار بالایی در سرپرستی داشت و به نوشتن گزارشات عالی شهره بود، استخدام کرد
اولین تصمیم سوسک راه اندازی دستگاه ثبت ساعت ورود و خروج بود
او همچنین برای نوشتن و تایپ گزارشاتش به کمک یک منشی نیاز داشت
عنکبوتی هم مدیریت بایگانی و تماسهای تلفنی را بر عهده گرفت

شیر از گزارشات سوسک لذت می‌برد و از او خواست که نمودارهایی که نرخ تولید
را توصیف می‌کند تهیه نموده که با آن بشود روندها را تجزیه تحلیل کند
او می‌توانست از این نمودارها در گزارشاتی که به هیات مدیره می‌داد استفاده کند
بنابراین سوسک مجبور شد که کامپیوتر جدیدی به همراه یک دستگاه پرینت لیزری بخرد
او از یک مگس برای مدیریت واحد تکنولوژی اطلاعات استفاده کرد

مورچه که زمانی بسیار بهره ور و راحت بود،
از این حذ افراطی کاغذ بازی و جلساتی که بیشترین وقتش را هدر می‌داد متنفر بود
شیر به این نتیجه رسید که زمان آن فرا رسیده که شخصی را به عنوان مسئول واحدی
که مورچه در آن کار می‌کرد معرفی کند
این سمت به جیر جیرک داده شد.
اولین تصمیم او هم خرید یک فرش و نیز یک صندلی ارگونومیک برای دفترش بود
این مسئول جدید یعنی جیر جیرک هم به یک عدد کامپیوتر و یک دستیار شخصی
که از واحد قبلی اش آورده بود، به منظور کمک به برنامه بهینه سازی استراتژیک
کنترل کارها و بودجه نیاز پیدا کرد
اکنون واحدی که مورچه در آن کار می‌کرد به مکان غمگینی تبدیل شده بود که دیگر هیچ کسی در آن جا نمی‌خندید و همه ناراحت بودند
در این زمان بود که جیر جیرک، رئیس یعنی شیر را متقاعد کرد که نیاز مبرم به شروع یک مطالعه سنجش شرایط محیطی وجود دارد
با مرور هزینه‌هایی که برای اداره واحد مورچه می‌شد،
شیر فهمید که بهره وری بسیار کمتر از گذشته شده است

بنابر این او جغد که مشاوری شناخته شده و معتبر بود را برای ممیزی و پیشنهاد راه حل اصلاحی استخدام نمود
جغد سه ماه را در آن واحد گذراند و با یک گزارش حجیم چند جلدی باز آمد،
نتیجه نهایی این بود: تعداد کارکنان زیاد است

حدس می‌زنید اولین کسی که شیر اخراج کرد چه کسی بود؟
مسلماً مورچه؛ چون او عدم انگیزه اش را نشان داده و نگرش منفی داشت.

 

واژه های کلیدی: داستانک زیبا ، داستان کوتاه زیبا ، متن زیبا ، متن قشنگ ، داستان مورچه اخراجی، داستان های مدیریتی ، داستان کوتاه درباره مدیریت و بهره وری ، سایت داستانک ، داستان جالب ، داستانهای جالب ، داستان قشنگ ، قصه های زیبا ، سایت داستان کوتاه ، سایت ضرب المثل های زیبا ، داستانهای قدیمی ، داستان جدید ، پندهای مدیریتی ، جملات مدیریتی زیبا ، داستان حیوانات ، داستان های عبرت آموز زیبا ، داستانهای پندآموز ...



اشعار و حکایتهای مدیریتی

اشعار و حکایتهای مدیریتی

حضرت رسول اکرم (ص)
من از فقر امتم بیم ندارم. آنچه بر امتم بیمناکم سوء مدیریت است.

 

امام علی (ع)

امام علی (ع)‌ در نهج البلاغه علل سقوط دولت ها را در چهار چیز ذکر کرده اند: ضایع کردن مسائل اساسی و خود مشغول کردن به فروعات، حاکم کردن ارازل و فرومایگان و کنار زدن افاضل و شایستگان در عرصه مدیریت.

 

سعدی
گرت مملکت باید آراسته****مده کار معظم به نوخاسته

به خردان مفرمای کار درشت****که سندان نشاید شکستن به مشت

نخواهی که ضایع شود روزگار****به ناکار دیده مفرمای کار


پروین اعتصامی
تمام کارهای ما نمی بودند بیهوده****اگر در کار می بستیم روزی کاردانی را

 

دکتر چمران

می گویند تقوا از تخصص لازم تر است، آ نرا می پذیرم.
اما می گویم آنکس که تخصص ندارد و کاری را می پذیرد، بی تقواست.



جملات مدیریتی و تصمیم گیری

جملات مدیریتی و تصمیم گیری

مقدمات تصمیم و اقدام
پیش از این که نسبت به کاری تصمیم بگیری، مشورت کن و قبل از این که وارد عمل شوی، فکر کن. 
امام علی (ع) 

تصمیم غلط
تصحیح یک تصمیم غلط بیشتر از گرفتن یک تصمیم صحیح زمان می برد. 
اسپنسر جانسون 

تصمیمات درستِ نادرست
حتی یک تصمیم درست هم غلط خواهد بود وقتی خیلی دیر اتخاذ شده باشد. 
لی آیاکوکا 

علت هر شکست
علت هر شکستی عمل کردن بدون فکر است. 
الکس مکنزی 

مادیان های درباری
پادشاهی به پیشنهاد وزیرش دستور داد برای یکصد مادیان درباری نعل های طلایی بسازند و نیمی از خزانه و مدتها وقت را صرف آن نمودند. اما پس از پایان کار تازه فهمیدند که اصلاً مادیان نعل نمی خورد.



تاريخ : ۱۳٩٠/٢/۱۸


فرگرد خردمند



اهل خرد ، پیشتاز روزگار خویش اند .
ارد بزرگ


آدم خردمند ، تار و پودهای اصلی زندگی را می یابد .
ارد بزرگ


شب زندگی برای خردمند ، همچون روز روشن است .
ارد بزرگ


سخن های پست ، آدمهای حقیر را جذب و خردمندان را فراری می دهد .
ارد بزرگ


بازده خرد برای اهل معنا ، کلام سکرآور است .
ارد بزرگ


هر آنکه خردمندتر است  اهریمن بیشتر به او حمله می کند . در میدان جنگ و آورد او هزاران فتنه و افسون کشته شده را خواهی دید .
ارد بزرگ


دشمنی و پادورزی ، به آدم خردمند انگیزه زندگی می دهد . 
ارد بزرگ


گفتگو با خردمندان و دانشوران ، پاداشی کمیاب است .
ارد بزرگ


رایزنی با خردمندان ، پیروزی در پی دارد .
ارد بزرگ


دانش امروز  فر بسیاری در پی داشته ، اما  نیروی جاری سازی آرامش به روان ما را ندارد . امنیت را  بزرگان خردمند به ما می بخشند .  ارد بزرگ



تاريخ : ۱۳٩٠/٢/۱۸



فرگرد تجربه



تجربه ها درسهای خویش را به هزار رنگ و گونه پدیدار ساخته و یاور ما می گردند .
ارد بزرگ


کاش گوش به تجربه ها بسپاریم آموختن تجربه ها مانع از رسیدن به خواری و زبونی است.
ارد بزرگ


کسی که درد روشنگری و بازگویی تجربه را ندارد خود نیز زمانی برای بهره از آن را نخواهد یافت . 
ارد بزرگ


خودخواه ، تجربه سخت تنهایی را ، پیش رو دارد .
ارد بزرگ


آزمودگی آدمها ، از زر هم با ارزشتر است . ارد بزرگ



تاريخ : ۱۳٩٠/٢/۱٤


فرگرد اندیشه




پیرامونیان ما چه بخواهیم و یا نخواهیم بر اندیشه های ما اثر خواهند گذاشت . 
ارد بزرگ


وارونگی آدمیان و جانوران در پویایی اندیشه و دانش  است ولی آدمی هر دم می تواند به رفتار و خوی بسیار بربرگونه دست یابد و دست به هر بزهی بزند که پلیدترین جانوران هم در بایسته ترین هنگامه از انجام آن می پرهیزند .
ارد بزرگ


همواره آدمیان دایره و چنبره بدی و پلیدی را با دانش و اندیشه برتر خویش بسته و بسته تر می سازند .
ارد بزرگ


خرد ابتدا به اندیشه پناه می برد .
ارد بزرگ


چهار چوب نگاه ما زمینی است ، اما برآیند اندیشه ما جنبه آسمانی نیز پیدا می کند .
ارد بزرگ


با کسی گفتگو کن که رسیدن به خرد و آگاهی اندیشه اوست نه خویشتن خویش .
ارد بزرگ


اندیشه و انگاره بیمار ، آینده را تیره و تار می بیند . ارد بزرگ



تاريخ : ۱۳٩٠/٢/۱۳

 

فرگرد شایستگان



شایستگان آنانی هستند که آفریننده و منجی اند .
ارد بزرگ


بخشیدن تخت و اورنگ به خویشاوندان ، از زبونی است .
ارد بزرگ


شایستگان بالندگی و رشد خود را در نابودی چهره دیگران نمی بینند.
ارد بزرگ


شایستگان با گذشت هستند و بخشنده .
ارد بزرگ


شایستگان چهره ایی گشاده دارند ، نگاهی مهربان ، دستی نوازشگر و نوایی پندآموز .
ارد بزرگ


شایستگان بردبارند و امیدوار . ارد بزرگ



تاريخ : ۱۳٩٠/٢/۱٢



فرگرد خرد و دانش



جام عمر را جز با می دلدادگی به خرد و دانش پر مکن .
ارد بزرگ


خرد و دانش ابزار پیراستن اشتباهات است و خردمندان ابزار دونپایگان نمی شوند .
ارد بزرگ


خرد در بستری طوفان زده رشد نمی کند.
ارد بزرگ


دانش را می آموزی اما خرد ، برآیند اندیشه و آموخته های ماست .
ارد بزرگ


تنها آشیانه خرد ، راستی و درستی ست .
ارد بزرگ


خرد ابزار توانایست و خردمند با فر دانش و اندیشه پاک خویش می آفریند ، او زایشگر رخدادهای امروز و فرداهاست . ارد بزرگ



تاريخ : ۱۳٩٠/٢/۱٢


فرگرد اندیشمندان



اندیشمند همواره بدنبال پیدا کردن راهی مناسب برای بهبود زندگی آدمیان است .
ارد بزرگ


اندیشمندان را شاید بتوان نادیده گرفت و یا بزور خفه شان نمود ! اما تاریخ ، گواه هزاران سال فریاد رسای آنان بوده و هست .
ارد بزرگ


اندیشمند یگانه است و اگر از ترس سکوت نمود با آدمهای دیگر هیچ فرقی ندارد .
ارد بزرگ


اندیشمندانی همواره نا آشنا می مانند که راه سخن گفتن با مردم خویش را نمی دانند .
ارد بزرگ


راه های آینده ابتدا در اندیشه خردمندان رسم می گردد سپس مردم با کوششی بسیار آن راه ها را خواهند ساخت. ارد بزرگ



تاريخ : ۱۳٩٠/٢/۱۱


فرگرد رایزن



رایزنی نباید سودی روشنی در راهی که نشان می دهد داشته باشد .
ارد بزرگ


رایزنی که دوستان فراوان دارد تکیه گاه مناسبی نیست او گرفتار است و اندیشه اش آزاد نیست .
ارد بزرگ


رایزنی که کار ، اجرایی می کند ، قابل اعتماد نیست .
ارد بزرگ


رایزن کسی است که می تواند از درون پیچیده ترین مشکلات ، ساده ترین و بهترین راهها را بیابد .
ارد بزرگ


سخت ترین کارها ، یافتن رایزن است چرا که رایزنهای بزرگ دور از دیدگان مردم ، در اندیشه های دور در حال پروازند . ارد بزرگ



تاريخ : ۱۳٩٠/٢/۱٠


فرگرد سرآمدان



ایرانیان نیک نامی و پاکی تبار گذشتگان خویش را در شاهنانه فردوسی می بینند و در هر دودمانی که باشند برآن راه خواهند بود .
ارد بزرگ


کورش نماد فرمانروایان نیک اندیش است و نام او می ماند ، چرا که از راستی و کمک به آدمیان روی برنگرداند .
ارد بزرگ


نادر شاه افشار توانست از خراب آبادی که دشمنان برایمان ساخته بودند کشوری باشکوه بسازد نام او همیشه برای ایرانیان آشنا و دوست داشتنی خواهد بود .
ارد بزرگ


بارزترین و گرامی ترین گرایش گاندی ، میهن پرستی او بود . ارد بزرگ



تاريخ : ۱۳٩٠/٢/۱٠


فرگرد ریش سفید



دودمانی که بزرگان و ریش سفیدانش خوار باشند ، به کالبد بی جانی ماند که خوراک جانوران دیگر شود .
ارد بزرگ


از آه و نفرین بزرگان و ریش سفیدان هر ایلی باید ترسید .
ارد بزرگ


گِره های که به هزار نامه دادگستری باز نمی شود ، به یک نگاه و یا ندای ریش سفیدی گشاده می گردد .
ارد بزرگ


اندیشه و سخن ریش سفیدان برآیند بردباری ، مردمداری و سرد و گرم چشیدگی روزگار است . 
ارد بزرگ


ریش سفید داراترین به اندیشه است نه به دارایی و اندوخته .
ارد بزرگ



ریش سفیدان ، زنجیر ارتباط نسل ها هستند . و خاندان بدون ریش سفید ، گذشته ای کم رنگ دارد و  آیین های به جای مانده ، به هزار گونه ، تفسیر می شود .
ارد بزرگ


آنانکه تیشه به ریشه بزرگان و ریش سفیدان می زنند خود و فرزندانشان را بی پناه خواهند ساخت .
ارد بزرگ


تبار بی ریش سفید ، همچون خانه بی سقف است .
ارد بزرگ


نخستین گام بهره کشان کشورها ، ابتدا نابودی بزرگان و ریش سفیدان است و سپس تاراج دارایی آنها .
ارد بزرگ


بزرگواری ، بی مهر و دوستی بدست نمی آید . ارد بزرگ



تاريخ : ۱۳٩٠/٢/۱٠



فرگرد فرمانروا




فرمانروای بزرگ مردم خویش را در هیچ کجای دنیا از یاد نمی برد و همیشه پناه آنان است .
ارد بزرگ


فرمانروا اندیشه خویش را درگیر رخدادهای کوچک نمی کند .
ارد بزرگ


سیاست بازان بدانند که فرمانروا همیشه به مردم بدهکار است .
ارد بزرگ


سردمداران ناشایست ترسشان از ناکارآمدیشان نیست ، دوری از فرمانروایی آنها را می ترساند ! .
ارد بزرگ


سردمداران برای آنکه به توفان مردم گرفتار نشوند باید با امواج دریای آدمیان هماهنگ گردند .مهار دریا غیر ممکن است کسانی که فکر می کنند مردم را با امکانات خود مهار کرده اند دیر یا زود گم می شوند . 
ارد بزرگ


فرمانروایان نیرومند ، رایزنانی باهوش و کارآمد در کنار خود دارند .
ارد بزرگ


بیچاره مردمی که فرمانروایانش  رایزن ! ، و رایزنانشان فرمانروا هستند . 
ارد بزرگ


مردم به دنبال گزارش روزانه فرمانروایان نیستند! آنان دگرگونی و بهروزی زندگی خویش را خواستارند !! .
ارد بزرگ


فرمانروای دانا می داند ، هیچ ندای با کُشتن خفه نمی شود .
ارد بزرگ


فرمانروای دانا ، زخم خورده را بر هیچ کار دیوانی نمی گمارد .
ارد بزرگ


خواست فرمانروا باید هم آهنگ با مردم باشد پیشداری او  به نابودی اش می انجامد .
ارد بزرگ


فرمانروای اندرزگو شایسته فرمانروای نیست تنها آنانی شایسته اند که اهل کارند .
ارد بزرگ


همواره سودجویان خود را نگهبانان راستین فرمانروا می دانند . حال آنکه فرمانروای پاکزاد ، به شمار مردم خویش پاسبان دارد .
ارد بزرگ


وقتی دیوانسالاران از نزدیکان فرمانروایان شدند دیگر امیدی به رشد کشور نیست .
ارد بزرگ


بیچاره مردمی که فرمانروایانشان ، شاگردان رسانه ها باشند .
ارد بزرگ


فرمانروایان تنها پاسخگوی زمان حال خویش نیستند آنها به گذشتگان و آیندگان نیز پاسخگویند .
ارد بزرگ


فرمانروای شایسته به فکر انتقام از مردم خویش نیست .
ارد بزرگ


فرمانروایان هیچگاه نباید از بار کاری که بر دوش گرفته اند شانه خالی کنند اگر هم اشتباهی رخ نموده با دلیری آن را بازگویند  .
ارد بزرگ


فرمانروایی که نتواند جلوی بیداد بزهکاران و چپاولگران را بگیرد شایستگی گرداندن کشور را ندارد .
ارد بزرگ


فرمانروا در برکناری کارمند نابکار زمانی را نباید از دست دهد چون سیاهی کار بزهکار در دید مردم خیلی زود دامن او را نیز خواهد گرفت .
ارد بزرگ


به حال سرزمینی که روشنفکرش ، حرف فرمانروایان تمامیت خواه را تکرار می کند باید گریست .
ارد بزرگ

بی شرم ترین فرامانروایان آنهایی هستند که ناکارامدی و اشتباهات خود را به مردم نسبت می دهند .
ارد بزرگ


فرمانروایان بی خرد ، مردم را شاگرد خویش می پندارند .
ارد بزرگ


پادشاهی که مردمش از او فروتر بنشینند در فزونی و برتری نیست او در ته چاه کبر و خود بینی فرو افتاده است . ارد بزرگ



یکی از بزرگترین خوشبختی ها ، خدمت بیشتر به مردم است .
ارد بزرگ


میرآب ، به اندازه دهد ، همه دشت سبز خواهد بود .
ارد بزرگ



تاريخ : ۱۳٩٠/٢/۱٠


فرگرد  اسطوره



سرزمینی که اسطوره های خویش را فراموش کند به اسطورهای کشورهای دیگر دلخوش می کند فرزندان چنین دودمانی بی پناه و آسیب پذیرند . ارد بزرگ


اسطوره ها زاینده اند ! آنان برای فرزندان سرزمین خویش همواره امید به ارمغان می آورند . ارد بزرگ



تاريخ : ۱۳٩٠/٢/٩


فرگرد پیشوا



برای شناخت آدمیان ، بجای کنکاش در اندیشه تک تک آنها ، بدنبال شناخت پیشوای انگاره و خرد آنها باشید . ارد بزرگ


 کشوری که دارای پیشوایی بی باک است همه مردمش قهرمان و دلیر می شوند . ارد بزرگ