جملات زیبا ✯ یک پند
سخنان بزرگان، جملات کوتاه زیبا، پندهای حکیمانه، داستان کوتاه زیبا، جمله های قشنگ، جملات قصار، مطالب جالب، داستانک زیبا، شعر زیبا، پندهای آموزنده، آرمان نامه ارد بزرگ، احادیث زیبا، سخنان ائمه اطهار علیهم السلام
تاريخ : ۱۳٩۱/٤/٥

پدر

پدر

روزی پدری دست خود را روی شانه پسر خود گذاشت و گفت من قویترم یا تو؟ پسر گفت من.

پدر جا خورده و دوباره پرسید من قویترم یا تو؟ پسر گفت من. 

پدر بغض کرد ودوباره پرسید من قویترم یا تو؟ پسر گفت من .

پدر ازجابلند شد چند قدم باناراحتی و اشک از پسرش دور شد و دوباره پرسید من قویترم یا تو؟ پسر گفت تو ... 

پدر گفت چون من ناراحت شدم گفتی من قویترم ؟ 

پسر گفت نه آن سه باری که گفتم من از تو قویترم چون دستت روی شانه ام بود پشتم به کوهی مثل تو گرم بود اما وقتی دستت را برداشتی دیدم بی تو چیزی نیستم . . .



ارسال توسط Yek Pand